نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۸ توسط امید

 

یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛

اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۸ توسط امید


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٤ توسط امید

در این خطبه حضرت علی علیه السلام به غفلت و بی‌توجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت می‌فرماید:

" فَإنَّکُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْکُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مى‌دیدید آنچه را که مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، بی‌تابى مى‌نمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مى‌شد ."

حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشته‌اید. در آن حال فردی را نظاره‌گریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمی‌بینیم و میّت آن وقایع را درک می‌کند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم می‌کند اما کسی نمی‌شنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اضطراب می‌افتادید.

حال این سوال پیش می‌آید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب می‌شود؟!

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٢٠ توسط امید


پنج مرزبان ایرانی در 17 بهمن سال گذشته توسط گروهی مرسوم به جیش‌العدل ربوده و به خاک پاکستان منتقل شد که در ایام تعطیلات نوروز اخباری مرتبط با کشته شدن دانایی‌فر منتشر شد. بعد از آن با رایزنی‌های انجام شده چهار مرزبان آزاد شده و به خاک کشور بازگشتند اما در مورد دانایی‌فر گروه جیش‌العدل اعلام کرد که امکان انتقال جنازه وجود ندارد و بعضی از اخبار هم حاکی از زنده بودن این مرزبان دارد.

 

در سفر رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان روز 26 فروردین 93 خانواده مرزبان دانایی فر در جلسه دیدار با ایثار گران و نخبگان حاضر شدند و در لحظه آغاز سخنرانی رئیس جمهور همسر و فرزند چند ماه این مرزبان نزد او رفتند و گفتند شما ما را از یاد برده اید و برای آزادی و یا روشن شدن وضعیت همسرم کاری نمیکنید من امید به زنده بودن شوهرم دارم و نام فرزند خود را امیدرضا گذاشته ام تا پدرش برگردد و انتظار دارم همان گونه برای آزادی دیگر مرزبانان تلاش کردید برای شوهرم هم تلاش کنید ...



رئیس جمهور در پاسخ دستی بر سر فرزند جمشید دانایی فر کشید و گفت ما تلاش خود را می کنیم...

این در حالی است که نه تنها رئیس جمهور حتی هیات همراه هم یادی از این خانواده داغ دیده نکردند و حتی مطلع شدیم شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان به همراه دختر حسن روحانی با خانواده مولوی عبدالحمید و احمد نارویی دیدار و درگذشت مولوی احمد نارویی را به خانواده آنها تسلیت گفتند.

آیا این عمل باعث آزرده شدن خانواده مرزبان غیور سیستانی و دیگر خانواده شهدای استان که در حوادث تروریستی استان داغ دیده اند نشده است ؟

آیا این عمل خود باعث تبعیض قائل شدن بین شیعه وسنی در استان نیست ؟ 

ما را ببخش گروهبان که هنوز نمی دانیم که تو زنده ای یا شهید شده ای، در حالی که بارها اشراف اطلاعاتی مان را در مسایل داخلی و منطقه ای به رخ جهانیان کشیده ایم. ما را ببخش که عبدالمالک تروریست را در ارتفاع ده هزار پایی از سطح زمین شناسایی و دستگیر می کنیم، ولی در مقابل آتش کینه برادر کوچکش عبدالرئوف تروریست که تو را هدف قرار داد، کاری از دستمان بر نمی آید. آخر می دانی؟ در آن فقره لازم بود اشراف اطلاعاتی مان را به رخ برخی بکشیم.

تنها کاری از دست ما بر می اید دعا کردن برای سالم بودن جمشید دانایی فر و بازگشت وی به نزد خانواده اش می تواند باشد.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

 


تواز تبار بهاری چگونه بی تو بمانم 
شمیم عاطفه داری چگونه بی تو بمانم 
تواز سلاله نوری تو آفتاب حضوری 
به رخش صبح سواری چگونه بی تو بمانم 
تویی که باده نابی و گر نه بی تو چه سخت است 
تمام عمر خماری چگونه بی تو بمانم 
ببار ابر بهاری هنوز شهره شهر است 
کرامتی که تو داری چگونه بی تو بمانم 
بیا به خانه دلها که در فراق تو دل را 
نمانده است قراری چگونه بی تو بمانم


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

     

 

اینا پاهاشون رو دادن که ما راهشون رو ادامه بدیم 

مگه نه؟

حق اونا این نبود 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

 

 

123


دو بخش است  و من از بخش دوم بیزارم


به امید اینکه در سال جدید با روشن شدن چشمامون به جمال نورانی امام


 زمان (عج) سال خوبی داشته باشیم و انقام خون مادرمون گرفته بشه 

 


صلوات  

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

 

سختی روزگار,حکایت سختی روزگار,سختی زندگی

 

مردی از دست روزگار سخت می‌نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست. استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه‌اش پرسید؟ل
آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیرقابل تحمل است.
استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت: همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه‌اش پرسید؟
مرد گفت: خوب است و می‌توان تحمل کرد.
استاد گفت شوری آب همان سختی‌های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه آن را تعیین می‌کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

 

شعری که می سرایم ، از عشق جان بسوزد  

 آن جان که عشق رهبر، بر سینه اش بدوزد

 

 

 

ای رهبر عزیزم ، از عشق خود چه گویم    

جانم ز عشق تو سوخت ، جانان بیا به سویم

 

 

 

الحق که لایقت بود ، ای سید حسینی         

گشتی برای مردم ، رهبر پس از خمینی

 

 

 

نامت شبیه حیدر ، عمامه و عبایت            

من قنبر تو باشم ، من را بکن غلامت

 

 

 

دست تو گرچه لمس است ، دستت بده به دستم    

ای کاش روح دستت ، آید درون دستم

 

 

 

شاید که پرتو ماه ، بر صورتت نشسته             

اینگونه می درخشی ، ای روح دل شکسته

 

 

 

با لرزش صدایت ، بغض تو را شنیدم                 

از عشق دیدن تو ، هفت آسمان دویدم

 

 

 

پیمان دشمنی را ، با دشمن تو بستم             

زیرا که باده دادی ، از باده ی تو مستم

 

 

 

هم بیعت حسینم ، هم بیعت امیرم            

 یک جان بگو به جانم ، لب تر کنی بمیرم

 

 

 

تونایب امامی ، بر ما محبتی کن                 

از انتظار یاران ، این جمعه صحبتی کن

 

 

 

او آفتاب و رویت ، مهتاب چشم حضرت       

خورشید آسمان او ، تو ماه عصر حسرت

 

 

 

در آخر کلامم ، یک جمله را بگویم             

یک آرزو برایم ، لبخند تو به رویم

 


 اینک فاطمه علیهاالسلام فدک را رها کرده و دیگر سخنى از آن نمى‏گوید. یکى از زنان به عنوان عیادت نزد حضرت آمد، ولى از نظر گرایش به سمت دشمن متمایل بود. حضرت به عنوان آخرین سخنى که درباره‏ى فدک بر زبان آورده به او چنین فرمود: آنگاه که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از دنیا رفت ابوبکر و عمر با جرأت تمام فدک را گرفتند.

 آه که چه ملک (بابرکتى) بود! فدک اعطایى پروردگار بلند مرتبه به پیامبر مناجات‏کننده‏ى با خدا و وفادار بود که آن را براى قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود. این مطلب را خدا مى‏دانست و امین او شاهد بود.

اکنون اگر قوت زندگى را از من به زور گرفتند و لقمه‏ى مختصر را هم از من مانع شدند، من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهى در روز قیامت مى‏دانم، و خورندگان آن به ظلم، آن را شعله ‏ور کننده ‏ى حمیم در شعله‏هاى جهنم خواهند یافت. این مجموعه، اقدامات دقیقى بود که پس از غصب فدک انجام گرفت.

برنامه‏ى آن از مقام عصمت داده شد و مجرى آن هم خود امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام بودند. این خط سیرى که به ثمر رسید نتیجه‏اش براى آینده‏هاى بلندمدت تشیع باقى ماند که تا همیشه کلامش سکه‏ى تمام عیار است چرا که کلام على و فاطمه علیهماالسلام است، و به همین جهت دشمن عاجزتر از آن است که با تلاشهاى مذبوحانه ‏ى خود بخواهد از غاصب فدک دفاع کند و یا باطلى که خود از به میان آوردنش پشیمان شده دوباره احیا کند. کلام فاطمه و على علیهماالسلام نور است و سخن دشمن ظلمت و تاریکى، و پیداست که ظلمت در مقابل نور محوشدنى است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/۱ توسط امید

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/۱ توسط امید

عید نوروز یا دهه فاطمیه؟

شما میخواید کدومو انتخاب کنید؟شور و نشاطی که میشه هر سال داشت یا همدردی با امام زمان(عج)؟

میدونید که دهه اصلی فاطمیه از دوم عید نوروز شروع میشه.بعضیا از یه ماه قبل از عید به فکر خرید عیدن.خرید لباس جدید،آجیل و خیلی چیزای دیگه گه خودتون بهتر در جریانید.ولی ای کاش توی ایام عید کمی هم مراعات دهه فاطمیه و عزادار بودن امام زمانمون روبکنیم.ای کاش....


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/۱ توسط امید

آغشته بهارمان به عطر یاس است

ای شیعه دل صاحبمان حساس است

حرمت بگذارید اگر فاطمه را

عیدی همه با پسرش عباس است


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۱/۱ توسط امید

** اَلـیـَومَ جَـرَّدَتِ الـسّـَقـیـفَةُ سَـیفَهـا **

 


** فَـغَـذا بـِهِ رَأسُ الـحُسَـیـنِ قـَطـیعا **

 

** اَلـیَـومَ مـِن إسقـاطِ فـاطِمَ مـُحسِنا **


** سَقَطَ الحَسَینُ عَنِ الجَوادِ صَریعا **


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ توسط امید

زیرا :

1.عقل ما در حجاب رذایل اخلاقی و اوهام وظلمات گناه قراردارد.

2.علی(ع)دردنیا حجاب بوده و از پرده بیرون نیامده و حقیقت خودرا نشان نداده است.

3.صفحه زمین محدودتر ازآن است که عظمت علی(ع)درآن منعکس شود.

آب دریا رااگرنتوان کشید                                                         

                           هم به قدر تشنگی باید چشید


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ توسط امید

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ توسط امید

در این خطبه حضرت علی علیه السلام به غفلت و بی‌توجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت می‌فرماید:

" فَإنَّکُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْکُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مى‌دیدید آنچه را که مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، بی‌تابى مى‌نمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مى‌شد ."

حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشته‌اید. در آن حال فردی را نظاره‌گریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمی‌بینیم و میّت آن وقایع را درک می‌کند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم می‌کند اما کسی نمی‌شنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اضطراب می‌افتادید.

حال این سوال پیش می‌آید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب می‌شود؟!

حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اظطراب می‌افتادید.

به نظر می‌رسد که بنا بر آن فرمایش حضرت علی علیه السلام که مردم مردگانند و وقتی می‌میرند زنده می‌شوند؛ انسان پس از مرگ به هوشیاری می‌رسد و این هوشیاری برای او رنج‌آور و سخت می‌باشد. چرا که چیزهایی را که در طول زندگی خود شنیده و خوانده بود و نسبت به آن بی‌توجه بوده حال برایش عینیت یافته، ولی افسوس که دستش از دنیا کوتاه شده و زمان کاشتن پایان یافته و دیگر زمان درو کردن است .

از شواهد و منابع اسلامی چنین بر می‌آید که یکی از شدیدترین شکنجه‌های روح پس از جدایی از جسم، اینست که چرا در طول زندگی اعمال و فعالیتش اندک بوده است . چرا که چنین کسی، پس از مرگ شاهد تباهی زندگی خود خواهد بود و این حس تهی بودن برای فرد ترس و وحشت ایجاد می‌کند.    

اگر انسان متوجه مرگ و رفتن باشد برای به دست آوردن جاه و مقام، متوسل به دروغ، تهمت و آبرو ریختن مردم نمی‌شود . و هزاران گناه دیگر که متاسفانه انسان برای به دست آوردن این دنیای فانی مرتکب آن اعمال ناپسند می‌شود و خود را گرفتار درد و رنج و عذاب الهی در قبر و قیامت می‌نماید . 

" وَلَکِنْ مَحْجُوبٌ عَنْکُمْ مَا قَدْ عَایَنُوا وَ قَرِیبٌ ما یُطْرَحُ الْحِجَابُ ؛ ولى آنچه مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، اکنون از چشم شما پنهان است و به زودى پرده‌ها بالا خواهد رفت."

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد. اکنون که زنده هستید و فرصت اندوختن توشه دارید تلاش کنید که مسیر، سخت و فرصت کم است. بنا بر فرمایش حضرت علی علیه السلام فرصت‌ها همانند ابر در گذرند. زود باشد که بانگ برآید که باید بروی.

حضرت در این فراز به کسانی که زنده هستند هشدار می‌دهند که بدانید آنچه که اکنون مردگانتان دیده‌اند و شما نمی‌بینید به زودی برای شما نیز آشکار می‌شود. کنایه از این که بیدار باشید چون قرار نیست شما در این دنیا جاودان باشید بلکه نوبت مرگ شما هم می‌رسد و آنگاه پرده‌ها از مقابل چشمانتان فرو می‌افتد.

" وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ إنْ ابْصَرْتُمْ، وَ اسْمِعْتُمْ، إنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِیتُمْ إنِ اهْتَدَیْتُمْ ؛ آن حقایق را به شما نیز نشان دادند، ولى دیدن نخواستید و به گوش شما رسانیدند، ولى شنیدن نخواستید. راه را به شما نمودند، ولى ره یافتن نخواستید.

بِحَقِّ اقُولُ لَکُمْ: لَقَدْ جَاهَرَتْکُمُ الْعِبَرُ، وَ زُجِرْتُمْ بِمَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ، وَ مَا یُبَلِّغُ عَنِ اللَهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّمَاءِ إلا الْبَشَرُ ؛ 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ توسط امید

زیارت فاطمة الزهراء (علیها السلام)

« اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ نَبیِّ اللهِ ،

 اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ حَبیبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ خَلیلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ

 عَلَیکِ یابِنتَ صَفیِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ أَمینِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ

 یابِنتَ خَیرِ خَلقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ أَفضَلِ أَنبِیاءِ اللهِ وَرُسُلِهِ

وَمَلائِکَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یابِنتَ خَیرِ البَرِیَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یاسَیِّدَةِ نِساءِ

العالَمینَ مِنَ الاَوَّلینَ وَالاخِرینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یازَوجَةَ وَلیّ اللهِ وَخَیرِ

 الخَلقِ بَعدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یاأُمَّ الحَسَنِ وَالحُسَینِ سَیِّدَی

 شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُها الصِّدّیقَةُ الشَّهَیدَةُ ، اَلسَّلامُ

 عَلَیکِ أَیَّتُهاالرَّضِیَّةُ المَرضِیَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُهاالفاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ ، اَلسَّلامُ

 عَلَیکِ أَیَّتُها الحَوراءُ الاِنسِیَّةُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُها التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ ، اَلسَّلامُ

 عَلَیکِ أَیَّتُها الُمحَدَّثَةُ العَلیمَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُها المَظلومَةُ المَغصُوبَةُ ،

 اَلسَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُها المُضطَهَدَةُ المَقهُورَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یافاطِمَةُ بِنتَ

 رَسُولِ اللهِ وَرَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ . صَلَّی اللهُ عَلَیکِ وَعَلی رُوحِکِ وَبَدَنِکِ ،

 أشهَدُ أَنَّکِ مَضَیتِ عَلی بَیِّنَة مِن رَبِّکِ وَاَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَد سَرَّ رَسُولَ اَللهِ

 وَمَن جَفاکِ فَقَد جَفا رَسُولَ اللهِ وَمَن آذاکِ فَقَد آذی رَسُولَ اللهِ وَمَن

 وَصَلَکِ فَقَد وَصَلَ رَسُولَ اللهِ وَمَن قَطَعَکِ فَقَد قَطَعَ رَسُولَ اللهِ ، لاَنَّکِ

 بِضعَةٌ مِنهُ وَرُوحُهُ الَّذی بَینَ جَنبیَهِ کَما قالَ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَسلَّمَ .

 أُشهِدُ اللهَ وَرَسُولَه وَملائِکَتَهُ اَنّی راض عَمَّن رَضیتِ عَنهُ ساخِطٌ عَلی مَن

 سَخِطتِ عَلَیهِ ، مُتَبرّیٌ مِمَّن تَبَّرأتِ مِنهُ ، مُوال لِمَن والَیتِ ، مُعاد لِمَن

 عادَیتِ ، مُبغِضٌ لِمَن أَبغَضْتِ ، مُحِبُّ لِمَن أَحبَبْتِ ، وَکَفی بِاللهِ شَهیداً

 وَحَسیباً ، وَجازِیاً وَمُثیباً » پس از آن میگویی : « وَصَلَّی اللهُ عَلَیکِ ،

 وَعَلی أَبِیکِ مُحَمَّد رَسُولِ الله ، وَعَلی بَعلِکِ اَمِیرِ المُؤمِنینَ ، وَعَلی

 اَبنائِکِ الائِمَةِ الطّاهِرینَ وَسَلّمَ تَسلیماً کَثیراً » .


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/٢٠ توسط امید


بسم اللّه الرحمن الرحیم‏

شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعیتى است که منابع حدیثى و تاریخ شیعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حدیث و تاریخ، در این واقعیت تردید نموده‏اند. از اینرو گوشه‏اى از شواهد این مصیبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل‏سنّت تقدیم پویندگان حق و حقیقت مى‏نمائیم.

* * *

قال رسول اللَّه (ص): «... فتکون اوّل من یلحقنى من اهل بیتى فتقدم علىّ محزونة مکروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولین کسى از اهل‏بیتم مى‏باشد که به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مکروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطین ج 2، ص 34

* * *

قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.

اصول کافى ج 1، ص 381

* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزیّة کُلَّ الرّزیة، ما حال بین رسول‏اللَّه (ص) و بین کتابه.

مصیبت تمام مصیبت آنگاه رخ داد که بین پیامبر (ص) و نوشتارش حائل گردیدند.

صحیح بخارى ج 1، 120


 

* اقوال مختلفی درباره شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها‌السلام نقل شده است، قول معتبر کدام است؟ 

 

-در ارتباط با روز شهادت یا فاصله شهادت حضرت زهرا(س) با ارتحال پیغمبر(ص) میان شیعه و سنی، همچنین میان خود شیعیان اختلاف هست. منابع اهل تسنن عموماً این مدت را ۶ ماه پس از ارتحال پیغمبر(ص) نقل می‌کنند و معتقدند که آن حضرت(س) پس از پیامبر(ص) ۶ ماه در قید حیات بودند، در حالی که در منابع شیعه، مشهور دو قول است که یک ۷۵ روز دیگری ۹۵ روز بعد از ارتحال حضرت خاتم صلی الله علیه وآله وسلم هست که بر این مبنا در حقیقت ۱۳ جمادی الاول و ۳ جمادی الثانی را ذکر می‌کنند.

 

البته بنده شخصاً ضمن احترام به راویان و علمای گذشته و محدثان شیعه این عذر را نمی‌پسندم و نمی‌پذیرم که گفته شده به سبب آنچه که در گذشته نقطه‌گذاری در رسم‌‌الخط مسلمانان وجود نداشته است، «تسع» و «سبع» مشتبهه شده و نمی‌دانند که سالروز شهادت بی بی دو عالم(س) 75 روز بوده یا ۹۵روز پس از رحلت رسول خدا(ص) بوده است!

 

به طوری که بنده شخصاً معتقدم امر اعتقاد به ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و آن هم سرور بانوان دو عالم و قرة العین رسول چنان باید برای شیعه و مدعیان پیروی از اهل‌بیت علیهم‌السلام مهم باشد که اصلاً نیازی به کتابت اینها نباشد، باید مردم چنان نسبت به این مسئله به خصوص با شهادت مظلومانه سرور بانوان دو عالم حساس بوده باشند که این را آنچنان به خاطر می‌سپردند که هر سال برای یادآوری چنین مصیبت عظمایی سالروزش را به سوگ می‌نشستند.

 

لذا اینکه بگوییم در اذهان یک چنین مسئله‌ای و مشکلی به خاطر نبودن نقطه‌گذاری پیش آمده است، عذر پذیرفته نیست و نشان می‌دهد که متاسفانه برخی از گذشتگان، آن اعتقاد راستینی که باید نسبت به مقام اهل بیت(ع) و بزرگداشت آنچه به آن ذوات مقدس مربوط می‌شود، مثل امروز که شیفتگان اهل‌بیت(ع) باور دارند، در گذشته وجود نداشته است، به قول مرحوم دکتر شهیدی شاید هم، سری از اسرار مربوط به حضرت زهرا(س) هست که باید راجع به آن بزرگوار خیلی مسائل ناشناخته بماند، همان‌گونه که راجع به ولادت آن حضرت(س) قول ثابتی نداریم و دقیق نمی‌دانیم ولادت آن حضرت درچه روز و سالی اتفاق افتاده است، آیا قبل از بعثت یا بعد از بعثت و در چه سالی بوده است؟! که قول مشهور بعد از بعثت است.

 

مورد دیگر در این ارتباط که لازم به آن اشاره شود و دکتر شهیدی مطرح می‌کند، اینکه محل دفن آن حضرت(س) اکنون دقیقاً مشخص نیست، آیا حضرت فاطمه سلام الله علیها در بقیع، خانه خود یا روضه منوره پیغمبر دفن است و همین‌طور سن شهادت ایشان، اینها مواردی است که دکتر شهیدی می‌گوید: «احتمال دارد از اسرار الهی باشد».

قول مشهور شیعه درباره سالروز شهادت فاطمه(س) 75 و 95 روز بعد از رحلت پیامبر(ص) است/ آیا «سبع» و «تسع» مشتبهه شده است؟

 



ادامه مطلب

زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج ‏سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با برکت ‏خویش، مشکلات و رنج‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل کرد. این سختى‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. (1)

او را ام کلثوم کبرى، و صدیقه صغرى مى‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى که او را «عقیله بنى هاشم‏» مى‏گفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود که دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت ‏شهادت نوشیدند. (2)

آن بانوى بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با کوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت. در این مقاله برآنیم که گوشه هایى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بیان نماییم.

 زینت پدر

معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مى‏کنند، ولى در جریان ولادت حضرت زینب علیهاالسلام والدین او این کار را به پیامبراسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند.

پیامبر صلى الله علیه وآله که در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه على علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را که به معناى «زینت پدر» است‏ براى این دختر انتخاب نمود. (3)

علم الهى

مهمترین امتیاز انسان نسبت ‏به سایر موجودات - حتى ملائکه - دانش و بینش اوست. « وعلم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم على الملائکه فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم‏.»(4) ؛« سپس علم اسماء[علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏اى نمى‏دانیم؛ تو دانا و حکیمى.»

و برترین علم‏ها، علمى است که مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم «لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعلیه السلام مى‏فرماید:« وعلمناه من لدنا علما.» (5) ؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.»

زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه السلام داراى چنین علمى است، آن جا که به عمه‏اش خطاب کرد و فرمود:« انت عالمه غیر معلمه وفهمه غیر مفهمه (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.»

 عبادت و بندگى

زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، که هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله کمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» (7) ؛ «من جن و انس را نیافریدم جز براى این که عبادت کنند.»

او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزدیک دیده بود. او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیه الى غد لقد نصلى لربنا اللیله وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوه له وتلاوه کتابه وکثره الدعاء والاستغفار (8) ؛ به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مى‏داند که من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم .» در این جملات صحبت از اداى تکلیف نیست، بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است.

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند

گرد در بـــام دوســـت پــرواز کنند

 

هر جـــا که درى بـود به شــب در بندند

الا در دوست را که شب باز کنند

حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:«ان عمتى زینب کانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الکوفه الى الشام وفى بعض منازل کانت تصلى من جلوس لشده الجوع والضعف (9)؛ عمه‏ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.»

امام حسین علیه السلام که خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش مى‏فرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافله اللیل (10)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مکن!» این نشان از آن دارد که این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ توسط امید


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ توسط امید

آن قوم که زهرای جوان را کشتند.
محبوب خدای مهربان را کشتند.

ای وای که با کشتن محسن پسرش.
یک سوم سادات جهان را کشتند.

علی لعنةالله علی القوم الظالمین


  • دانلود کتاب | بیا اینجا
  • ساعت فلش

    کد ذکر ایام هفته