جنگ احد: بررسى جنگ احد از ابعاد سیاسى و نظامى : 

پس از گذشت یک سال از دو پیروزى مهم جنگ بدر و بنى قینقاع ، جنگ احد آغاز شد، یکى از علل پیدایش جنگ احد شکست مشرکین و یهود و در دو غزوه بدر و بنى قینقاع بود، شرک به صورت حقد و کینه در دلهاى آنان راه یافته بود.

پس از اینکه مشرکین در جنگ بدر شکست خوردند و به سوى مکه بازگشتند ابوسفیان رئیس قریش مشرکین را جمع نموده و بیانیه اى را بدین مضمون صادر کرد: کسانى که در این جنگ (بدر) کشته داده اند حق ندارند بر کشتگان خود عزادارى کنند و بر آنان اشک ماتم بریزند زیرا گریه بر کشتگان عقده ها را پاره مى کند و کینه هایى را که از محمد و یارانش به دل گرفته ایم از دل بیرون خواهد آمد و روح انتقام جویى از مردم گرفته خواهد شد و آنان دیگر در جنگ علیه مسلمانان شرکت نمى کنند.

سخن ابوسفیان در میان قریش تاءثیر به سزایى گذاشت بدین لحاظ قریش ‍ سخنان ابوسفیان را پذیرفته و در طول یک سال خود را جهت یک جنگ تمام عیار با تجهیزات و امکانات بالایى آماده نمودند و در پى این تصمیم نیروهاى جنگى خود را در تیپهاى مستقل و گردانهاى احتیاط آماده نبر کردند و زمینه حمله گسترده را به یثرب - مدینة الرسول که در آن عصر به مرکز حکومت اسلامى تبدیل شده بود - آماده نمودند.

در جلسه مشورتى که سران مشرکین در دارالندوه تشکیل داده بودند تصمیم بر این شد که هزینه جنگ - که حدود 50 هزار دینار تخمین زده مى شد - از سود تجارتى قافله ابى سفیان که در سالهاى گذشته با موفقیت حاصل شده بود پرداخت گردد.

ابوسفیان هزینه سپاه را پذیرفت و به عنوان فرماندهى کل سپاه مشرکین قریش انتخاب گردید، چون او در ترتیب نیرو و تنظیم و فرماندهى نظامى بسیار زبر دست و زیرک و نیرومند بود و از اطلاعات نظامى و سیاسى خاصى برخوردار بود و با فرماندهان زبده نظامى رابطه دوستى تنگاتنگى داشت .

نظریه : به نظر مى رسد که دشمن در طى یک سال که از جنگ بدر گذشت نیروهاى اطلاعاتى خود را جهت شناسایى مناطق آسیب پذیر در مدینه به کار گرفته و از راههاى نفوذى به داخل مدینه کاملا آگاه شد و بر طبق اطلاعات صحیح و نقشه هاى نظامى دقیق به مدینه حمله نمودند.

بى جهت نبود که سپاه مشرکین در پشت کوههاى احد موضع گرفته بودند و فرماندهى نیروهاى زرهى خود را به خالد بن ولید که یکى از زبده ترین فرماندهان سپاه مشرکین بود واگذار کنند و در پشت سپاه اسلام مستقر نمایند.

بنابراین مسئولت فرماندهى در نظام اسلامى این است که پیش از آغاز عملیات از محل استقرار دشمن و راههاى نفوذى و رفع موانع ایذائى آن اطلاعات لازم را به دست آورده و با اصول سیاسى و نظامى خاصى به دشمن حمله نمایند، زیرا در هر جنگى مساءله پیروزى و شکست مطرح است و شکست و پیروزى نظامى شکست و پیروزى سیاسى را به دنبال دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۱٤ توسط امید

                                  مشورت

 

درس:اخلاق اسلامی(8)

 

استاد:حجت السلام والمسلمین حاج آقا دکتر باهری

 

 

مقدمه

 

رویکرد بشر به مشورت و تبادل نظر با صاحبان فکر و تجربه ، پیشینه ای به قدمت زندگی او دارد . انسان های دور اندیش برای حل مشکلات و راه یابی به نظرهای درست در حیطه زندگی فردی و اجتماعی ، همواره با افراد خردمند مشورت می کنند و از رأی و نظر آنها برای گشودن گره ها بهره مند می شوند.

با ظهور اسلام و آغاز رسالت حضرت محمد (ص) ، مشورت کردن از ویژگی های افراد مؤمن اعلام شد . قرآن کریم مسئله مشورت را مهم دانسته و آن را به صورت یک فرمان الهی بیان کرده است . در آیه 159 سوره آل عمران خطاب به پیامبر می فرماید : « در کارها با آنان مشورت کن » . بدیهی است پیامبر( ص) از عقل کامل بهره داشت ، درعین حال با افراد صاحب نظر مشورت می کرد و بدین طریق از نیروی فکر و اندیشه آنها استفاده می برد . آن حضرت برای رأی مردم ، ارزش قائل بود و اگر خود نظر دیگری داشت ، نظر اکثریت را می پذیرفت . رسول خدا (ص ) در گفتار و عمل ، فرهنگ مشورت را در جامعه گسترش داد و روح هم اندیشی را در جامعه آن روز نهادینه ساخت .

در این نوشته به اصل شورا و مشورت پرداخته شده که اسلام عزیز یکی از پایه های آئین خود را بر آن اساس قرار داده و پایبندی عملی پیامبر گرامی اسلام (ص) به آن، ضامن کرامت و عزت مردمان، رهایی و آقایی مستضعفان، زوال و شکست مستکبران، و سلامت و عدالت برای همگان شده است.

جایگاه و اهمیت مشورت

شور و مشورت و شورا به معنای رایزنی و بهره گیری از اندیشه و نظر دیگران، در اسلام و در سیره و منطق عملی پیشوایان حق از اهمیتی بسیار برخوردار است، و به عنوان عملی رشد دهنده و فایده رساننده مطرح شده است؛ و این با مفهوم اصلی شورا سازگار است، زیرا شورا در اصل از «شارَ العسل» گرفته شده است که به معنای بیرون کردن عسل از کندو و عسل استخراج شده است.[1] و روایات متعدد از معصومان بیانگر جایگاه بنیادی و اهمیت اساسی این سنت اسلامی است.رسول اکرم (ص): لا مظاهره اَوثقُ منَ المُشاوره؛ هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.[2] در نگاه پیشوایان دین مشورت کننده بر جانب رستگاری است، و از خطا ایمن و به دور است. چنانکه امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: «شاور ذوی العقول تأمن الزلل والندم؛ با صاحبان خرد مشورت کن تا از لغزش ها و پشیمانی ها ایمن گردی.[3]

فرمان «وشاورهم فی الامر» و در کار[ها] با آنان مشورت کن.[4] برای رشد دادن مردمان و کرامت نمودن آنان است، تا به سنت نیکوی مشورت آراسته شوند و بر آنچه در اهمیت شورا گفته شد دست یابند. سلامت تصمیم گیری ها در گرو مشورت است.

جامعه ای که فاقد سنت مشورت است، در تب وتاب خود محوری ها و خودسری ها می سوزد و در عدم اعتدال سیر می کند؛ و جامعه ای که در آن شورا اصلی مسلم تلقی می گردد و از اجزای حیات آن شمرده می شود، بهترین راه و مناسب ترین مسیر در برابرشان گشوده می گردد، همان طور که رسول خدا (ص) فرمود: ما تشاور قوم قط الا هدوا الأرشدهم أمرهم؛ هیچ قومی مشورت نکردند جز آن که به بهترین امور هدایت یافتند.[5]

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۸ توسط امید


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٤ توسط امید

در این خطبه حضرت علی علیه السلام به غفلت و بی‌توجهی مردم پرداخته است و با بیان شرایط سخت پس از مرگ، انسان را از غفلت برحذر داشته است . حضرت می‌فرماید:

" فَإنَّکُمْ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا قَدْ عَایَنَ مَنْ ماتَ مِنْکُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ، وَ سَمِعْتُمْ وَ اطَعْتُمْ؛ اگر مى‌دیدید آنچه را که مردگانتان پس از مرگ دیده‌اند، بی‌تابى مى‌نمودید و وحشت و اضطراب بر شما چیره مى‌شد ."

حتما همه شما در قبرستان، هنگام دفن میتی حضور داشته‌اید. در آن حال فردی را نظاره‌گریم که تا ساعاتی قبل زنده بود و قادر به انجام هر کاری بود ولی اکنون به موجودی بی حرکت و خاموش تبدیل شده است . البته این حالات، ظاهر امر است چرا که در باطن اتفاقاتی در حال رخداد است که ما نمی‌بینیم و میّت آن وقایع را درک می‌کند. بر اساس روایات، در این حال آن فرد داد و فریاد هم می‌کند اما کسی نمی‌شنود. حضرت علی علیه السلام در این فراز به این نکته اشاره می‌کنند که شما که زنده هستید متوجه نمی‌شوید چه بر سر آن مرده می‌آید و اگر می‌دیدید به وحشت و اضطراب می‌افتادید.

حال این سوال پیش می‌آید که چرا انسان پس از مرگ دچار وحشت و اضطراب می‌شود؟!

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٢٠ توسط امید


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٢٠ توسط امید


پنج مرزبان ایرانی در 17 بهمن سال گذشته توسط گروهی مرسوم به جیش‌العدل ربوده و به خاک پاکستان منتقل شد که در ایام تعطیلات نوروز اخباری مرتبط با کشته شدن دانایی‌فر منتشر شد. بعد از آن با رایزنی‌های انجام شده چهار مرزبان آزاد شده و به خاک کشور بازگشتند اما در مورد دانایی‌فر گروه جیش‌العدل اعلام کرد که امکان انتقال جنازه وجود ندارد و بعضی از اخبار هم حاکی از زنده بودن این مرزبان دارد.

 

در سفر رئیس جمهور به استان سیستان و بلوچستان روز 26 فروردین 93 خانواده مرزبان دانایی فر در جلسه دیدار با ایثار گران و نخبگان حاضر شدند و در لحظه آغاز سخنرانی رئیس جمهور همسر و فرزند چند ماه این مرزبان نزد او رفتند و گفتند شما ما را از یاد برده اید و برای آزادی و یا روشن شدن وضعیت همسرم کاری نمیکنید من امید به زنده بودن شوهرم دارم و نام فرزند خود را امیدرضا گذاشته ام تا پدرش برگردد و انتظار دارم همان گونه برای آزادی دیگر مرزبانان تلاش کردید برای شوهرم هم تلاش کنید ...



رئیس جمهور در پاسخ دستی بر سر فرزند جمشید دانایی فر کشید و گفت ما تلاش خود را می کنیم...

این در حالی است که نه تنها رئیس جمهور حتی هیات همراه هم یادی از این خانواده داغ دیده نکردند و حتی مطلع شدیم شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان به همراه دختر حسن روحانی با خانواده مولوی عبدالحمید و احمد نارویی دیدار و درگذشت مولوی احمد نارویی را به خانواده آنها تسلیت گفتند.

آیا این عمل باعث آزرده شدن خانواده مرزبان غیور سیستانی و دیگر خانواده شهدای استان که در حوادث تروریستی استان داغ دیده اند نشده است ؟

آیا این عمل خود باعث تبعیض قائل شدن بین شیعه وسنی در استان نیست ؟ 

ما را ببخش گروهبان که هنوز نمی دانیم که تو زنده ای یا شهید شده ای، در حالی که بارها اشراف اطلاعاتی مان را در مسایل داخلی و منطقه ای به رخ جهانیان کشیده ایم. ما را ببخش که عبدالمالک تروریست را در ارتفاع ده هزار پایی از سطح زمین شناسایی و دستگیر می کنیم، ولی در مقابل آتش کینه برادر کوچکش عبدالرئوف تروریست که تو را هدف قرار داد، کاری از دستمان بر نمی آید. آخر می دانی؟ در آن فقره لازم بود اشراف اطلاعاتی مان را به رخ برخی بکشیم.

تنها کاری از دست ما بر می اید دعا کردن برای سالم بودن جمشید دانایی فر و بازگشت وی به نزد خانواده اش می تواند باشد.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

     

 

اینا پاهاشون رو دادن که ما راهشون رو ادامه بدیم 

مگه نه؟

حق اونا این نبود 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/٢/٩ توسط امید

 

 

123


دو بخش است  و من از بخش دوم بیزارم


به امید اینکه در سال جدید با روشن شدن چشمامون به جمال نورانی امام


 زمان (عج) سال خوبی داشته باشیم و انقام خون مادرمون گرفته بشه 

 


صلوات  

 


 اینک فاطمه علیهاالسلام فدک را رها کرده و دیگر سخنى از آن نمى‏گوید. یکى از زنان به عنوان عیادت نزد حضرت آمد، ولى از نظر گرایش به سمت دشمن متمایل بود. حضرت به عنوان آخرین سخنى که درباره‏ى فدک بر زبان آورده به او چنین فرمود: آنگاه که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از دنیا رفت ابوبکر و عمر با جرأت تمام فدک را گرفتند.

 آه که چه ملک (بابرکتى) بود! فدک اعطایى پروردگار بلند مرتبه به پیامبر مناجات‏کننده‏ى با خدا و وفادار بود که آن را براى قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود. این مطلب را خدا مى‏دانست و امین او شاهد بود.

اکنون اگر قوت زندگى را از من به زور گرفتند و لقمه‏ى مختصر را هم از من مانع شدند، من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهى در روز قیامت مى‏دانم، و خورندگان آن به ظلم، آن را شعله ‏ور کننده ‏ى حمیم در شعله‏هاى جهنم خواهند یافت. این مجموعه، اقدامات دقیقى بود که پس از غصب فدک انجام گرفت.

برنامه‏ى آن از مقام عصمت داده شد و مجرى آن هم خود امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام بودند. این خط سیرى که به ثمر رسید نتیجه‏اش براى آینده‏هاى بلندمدت تشیع باقى ماند که تا همیشه کلامش سکه‏ى تمام عیار است چرا که کلام على و فاطمه علیهماالسلام است، و به همین جهت دشمن عاجزتر از آن است که با تلاشهاى مذبوحانه ‏ى خود بخواهد از غاصب فدک دفاع کند و یا باطلى که خود از به میان آوردنش پشیمان شده دوباره احیا کند. کلام فاطمه و على علیهماالسلام نور است و سخن دشمن ظلمت و تاریکى، و پیداست که ظلمت در مقابل نور محوشدنى است.


  • دانلود کتاب | بیا اینجا
  • ساعت فلش

    کد ذکر ایام هفته