چندی است که از آتش بس در نوار غزه می  گذرد . حادثه ای که بی شک پس از جنگ 33 روزه  در مرداد ماه1386یکی از رویدادهای بزرگ و بی نظیر در دهه های اخیر است . شاید به دلیل اینکه از رخداد این وقایع چندی نگذشته ابعاد وسیع آن را درک نکرده باشیم . یقینا یکی از دست آورد این حادثه بزرگ، آغاز سقوط حتمی رژیم غیر قانونی اسرائیل باشد . در این جنگ نابرابر حماس و مردم غزه با مقاومت و ایستادگی نشان دادند که پافشاری و ایستادگی در برابر ناملایمات و سختی‌ها و توکل به درگاه الهی همیشه پیروزی نهایی را خواهد داشت.

مسئله غزه غرور مسلمانان و وجدان بیدار بشری را جریحه دار کرد. جنایات اسرائیل در حق اهالی بیگناه و بی دفاع غزه آنچنان وقیحانه و ظالمانه بود که حتی پاپ رهبر مسیحیان جهان و نیز رهبران یهودیان ارتودوکس و اصلاح طلبان یهودی و سایر رهبران غیر مسلمان را به اعتراض و انتقاد واداشت .

 


علی رغم کنترل رسانه ها توسط صهیو نیست ها  شاهد بودیم که اخبار این جنایت به گوش مردم جهان رسید و در تمامی نقاط مردم آزاده جهان  بدور از باورها واعتقادات خویش برای دفاع از مردم ستم دیده غزه  پا به میدان مبارزه با غول کاغذی صهیونیست ها گزارده وعرصه را بر جنایت کاران جنگی صهیونیست تنگ نمودند .  در شروع حمله به غزه اسرائیل مدعی شده بود در مدت یک هفته کار را تمام می کند ولی با مقاومت مردم فلسطین اسرائیلی ها نتوانستند به هیچ یک از اهدافشان در طول این مدت دسترسی پیدا کنند.

جنایت اسرائیل علیه بشریت به قدری ننگ آور بود که حتی یهودیان نیز بر این عمل آنها اعتراض نمودند و در مقابل سفارت خانه های این رژیم در برخی از کشورها از جمله انگلستان  دست به تظاهرات زدند .

در این بین یه یاد شعار وحدت عالم انسانی و ن ژست های انسان دوستانه فرقه بهائیت افتادم که در مدت 23روزعملیات جنایت کارانه اسرائیل علیه کودکان و زنان بی گناه غزه تشکیلات بهائیت هیچ گاه حاضر نشد حتی بر روی کاغذ صهیونیست ها را محکوم نماید . حال این سوال به ذهن خطور می کند که چه ارتباطی بین این تشکیلات و دولت غاصب اسرائیل وجود دارد ؟ که حاضر نشد این کشور را به خاطر استفاده از سلاح های ممنوعه علیه کودکان معصوم و زنان بی دفاع محکوم نماید .

شاید برای رسیدن به پاسخ این سوال لازم باشد که کمی به عقب برگردیم و تاریخ را با هم مرور کنیم .

عباس افندی ( عبدالبها)برای اینکه بتواند خوش خدمتی کرده باشد و به خیال خود شاید یک روزی آنها به اعتقاد پوچ وی بگروند نقش خود را به عنوان جاده صاف کن رژیم اشغالگر خوب ایفا نمود که صدق این گفتار دریافت نشان شوالیه و لقب سر می باشد . و یا شوقی افندی ( رهبر بهائیان)نیز برای تائید اقدامات پدر بزرگ خود در نامه ای خطاب به یکی از عناصر تشکیلاتی در مورخ 13 نوامبر 1937 چنین آورده است " راجع به اقبال قوم یهود ؛ باید به اطلاع برساند ، همانگونه که عبدالبها به صراحت بیان فرمودة اند به یقین ، سرنوشت عظیمی در انتظار این قوم است  .... " همسر شوقی افندی در دیدار با بن گوریون نخست وزیر اسرائیل چنین اظهار داشت :  "...ما به اینجا (اسرائیل) تعلق داریم ... و در حقیقت باید گفت آینده ما چون حلقه های  زنجیر به هم پیوسته است."  و ذکر این مطلب بی فایده نیست که تشکیلات بهائیت از درون این کشور است که عناصر تشکیلاتی همان احبا  را وا میدارد تا بر علیه منافع کشور خویش و به نفع اسرائیل غاصب اقدام به جمع آوری اطلاعات نمایند و مؤید این مطلب نیز پیام بیت العدل مورخ 22 مرداد ماه 1387 مطابق با 12 آگست 2008است که  چنین اظهار می دارد : " دادن اطلاعات از جانب "یاران ایران" به بیت العدل‌اعظم به هیچ عنوان عمل بى‌سابقه‌اى نیست."

حال چگونه می توان تشکیلات فرقه بهائیت را از اسرائیل جدا دانست وانتظار داشت که این جنایت به بشریت رامحکوم نماید در صورتی که تشکیلات بهائیت نیز از همان جنس جنایت کاران جنگی می باشد ؟


  • دانلود کتاب | بیا اینجا
  • ساعت فلش

    کد ذکر ایام هفته