نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۱٤ توسط امید

                                  مشورت

 

درس:اخلاق اسلامی(8)

 

استاد:حجت السلام والمسلمین حاج آقا دکتر باهری

 

 

مقدمه

 

رویکرد بشر به مشورت و تبادل نظر با صاحبان فکر و تجربه ، پیشینه ای به قدمت زندگی او دارد . انسان های دور اندیش برای حل مشکلات و راه یابی به نظرهای درست در حیطه زندگی فردی و اجتماعی ، همواره با افراد خردمند مشورت می کنند و از رأی و نظر آنها برای گشودن گره ها بهره مند می شوند.

با ظهور اسلام و آغاز رسالت حضرت محمد (ص) ، مشورت کردن از ویژگی های افراد مؤمن اعلام شد . قرآن کریم مسئله مشورت را مهم دانسته و آن را به صورت یک فرمان الهی بیان کرده است . در آیه 159 سوره آل عمران خطاب به پیامبر می فرماید : « در کارها با آنان مشورت کن » . بدیهی است پیامبر( ص) از عقل کامل بهره داشت ، درعین حال با افراد صاحب نظر مشورت می کرد و بدین طریق از نیروی فکر و اندیشه آنها استفاده می برد . آن حضرت برای رأی مردم ، ارزش قائل بود و اگر خود نظر دیگری داشت ، نظر اکثریت را می پذیرفت . رسول خدا (ص ) در گفتار و عمل ، فرهنگ مشورت را در جامعه گسترش داد و روح هم اندیشی را در جامعه آن روز نهادینه ساخت .

در این نوشته به اصل شورا و مشورت پرداخته شده که اسلام عزیز یکی از پایه های آئین خود را بر آن اساس قرار داده و پایبندی عملی پیامبر گرامی اسلام (ص) به آن، ضامن کرامت و عزت مردمان، رهایی و آقایی مستضعفان، زوال و شکست مستکبران، و سلامت و عدالت برای همگان شده است.

جایگاه و اهمیت مشورت

شور و مشورت و شورا به معنای رایزنی و بهره گیری از اندیشه و نظر دیگران، در اسلام و در سیره و منطق عملی پیشوایان حق از اهمیتی بسیار برخوردار است، و به عنوان عملی رشد دهنده و فایده رساننده مطرح شده است؛ و این با مفهوم اصلی شورا سازگار است، زیرا شورا در اصل از «شارَ العسل» گرفته شده است که به معنای بیرون کردن عسل از کندو و عسل استخراج شده است.[1] و روایات متعدد از معصومان بیانگر جایگاه بنیادی و اهمیت اساسی این سنت اسلامی است.رسول اکرم (ص): لا مظاهره اَوثقُ منَ المُشاوره؛ هیچ پشتیبانی مطمئن تر از مشورت نیست.[2] در نگاه پیشوایان دین مشورت کننده بر جانب رستگاری است، و از خطا ایمن و به دور است. چنانکه امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: «شاور ذوی العقول تأمن الزلل والندم؛ با صاحبان خرد مشورت کن تا از لغزش ها و پشیمانی ها ایمن گردی.[3]

فرمان «وشاورهم فی الامر» و در کار[ها] با آنان مشورت کن.[4] برای رشد دادن مردمان و کرامت نمودن آنان است، تا به سنت نیکوی مشورت آراسته شوند و بر آنچه در اهمیت شورا گفته شد دست یابند. سلامت تصمیم گیری ها در گرو مشورت است.

جامعه ای که فاقد سنت مشورت است، در تب وتاب خود محوری ها و خودسری ها می سوزد و در عدم اعتدال سیر می کند؛ و جامعه ای که در آن شورا اصلی مسلم تلقی می گردد و از اجزای حیات آن شمرده می شود، بهترین راه و مناسب ترین مسیر در برابرشان گشوده می گردد، همان طور که رسول خدا (ص) فرمود: ما تشاور قوم قط الا هدوا الأرشدهم أمرهم؛ هیچ قومی مشورت نکردند جز آن که به بهترین امور هدایت یافتند.[5]

 


خداوندگار بلخ فرموده است:      

  عقل را با عقل یاری یار کن          امرهم شوری بخوان و کارکن.[6]

اصولا مردمانی که امور مهم خود را با مشورت یکدیگر انجام می دهند، کم تر گرفتار لغزش و پشیمانی می شوند، و آنان که گرفتار خود رأیی و استبدادند، هر چند افراد فوق العاده ای باشند، غالبا در اشتباه به سر می برند و گرفتار تنش های اجتماعی ـ سیاسی اند. فقدان سنت مشورت در جامعه شخصیت مردمان را تحلیل می برد و رشد افکار را متوقف می سازد. چنین مردمانی شایستگی زندگی حقیقی را از دست می هند.

انسان های هدایت یافته با یکدیگر مشورت می کنند و به هیچ وجه استبداد رأی نمی ورزند زیرا از آن نیت و خود خواهی خارج شده اند و در خیرخواهی و بیان آن به یکدیگر اعتماد دارند.

مشورت سبب حسادت کمتر مردم می گردد و باعث دلسوزی و غمخواری آنان نیز می شود و در مشورت است که ارزش شخصیت افراد شناخته شده و میزان دوستی و دشمنی آنان با انسان فهمیده می شود.

یکی از عوامل و علل موفقیت پیامبر در پیشبرد اهداف اسلامی، زنده سازی شخصیت مردم و تجدید حیات فکری در وحی آنان توسط مشورت و بهره گیری از اندیشه و نظر آنان بود.

راه و رسم پیامبر اکرم (ص)

حقیقت این است که خداوند فرمانی روشن و محکم در اهتمام به مشورت در همة امور قابل مشورت صادر کرده است و پیامبر اکرم (ص) نیز سخت بدین فرمان پایبند بوده است، چنانکه از حضرت رضا (ع) وارد شده است:

إن رسول الله (ص) کان یستبشرُ ثُم یعزم علی ما یُراد؛ رسول خدا (ص) با اصحاب خود مشورت می کرد، سپس بر آن چه می خواست تصمیم می گرفت.[7] از این روایت استفاده می شود که مشورت کردن جزو سیره ی پیامبر اکرم (ص) بوده و آن حضرت بر این سیره پایدار و ثابت قدم بوده است. البته این مشورت ها در اموری بود که مربوط به مردم می شد: و امرهم شوری بینهم.

    مشورت در آن چه مقابل حکم صریح خداوند و فرستاده اش، باشد مجاز نیست. چنان که خداوند فرموده است: و ما کان لمؤمن ولامؤمنه اذاقضی الله و رسوله أمرا أن یکون لهم الخیره من أمرهم و من یعص الله و رسولهُ فقد ضل ضلالاً بینا؛ و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستاده اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد؛ و هرکس خدا و فرستاده اش را نافرمانی کند قطعاً دچار گمراهی آشکار گردیده است.[8]

از نمونه های برجسته ی شیوه ی مشورت پیامبر در جنگ بدر و جنگ احد است که آن حضرت با اصحاب خود مشورت کرد که تفصیل آن در کتب ذیل موجود است: 1- سیره ابن هشام، ج2، ص253. 2- تاراخ الطبرا، ج2، ص434. و فرمود: أشیروا علیَّ؛ نظر مشورتی خود را بیان کنید.[9] بنابراین، پیشوایان دین در راه و رسم خویش مشورت را پاس می داشتند و این سنت قرآنی را ارج می گذاشتند.

 

 

تعلیل پاسداشت مشورت در سیره ی نبوی

رسول خدا (ص) و ائمه هدی (ع) با وجود آن که معصوم بودند و حتی قطع نظر از ارتباط با عالم غیب و مقام خلیفه اللهی، دارای چنان اندیشه ی کامل و نیرومندی بودند که از مشورت بی نیاز شان می کرد، با این حال مشورت می کردند و آن را سخت پاس می داشتند. در تعلیل این امر می توان به نکات زیر اشاره کرد.

1-  رسول خدا با مشورت کردن، از یک سو مسلمانان را متوجه اهمیت شوری می کرد و از دیگر سو به آنان می آموخت که به این سیره عمل کنند و پس از او به این سنت نیک، تأسّی و به این روش اقتدا کنند.

2-  مسلمانان می آموختند که شوری باید به عنوان یک اصل و قسمتی از برنامه ی زندگی شان باشد، نه یک امر فرعی و خارج از برنامه ی زندگی.

3-  شوری مایه ی الفت اجتماعی و پیوند مردم با اسلام و پیامبر بود.

4-  شوری موجب ارزش یافتن مردمان و مشخص شدن قدر و جایگاهشان در امور اجتماعی می شد.

5-  مشورت کردن پیامبر با اصحابش برای مراعات حال آنان و احترام نمودن ایشان بود.

6-  مشورت موجب رشد اندیشه و تفکر و میدان یافتن آن در جامعه می شد؛ و صاحب نظران و اهل اندیشه و صاحبان رأی رشد کرده و جایگاه واقعی خود را پیدا می کردند.

7-   با مشورت روحیه ی انفعال اجتماعی زدوده می شد و همه خود را در امور جامعه و مورد مشورت شریک و سهیم می دیدند؛ و روحیه انزوای اجتماعی به دلیل نظر داشتن ولی امکان شرکت نیافتن در امور جامعه از میان می رفت.

8-  با مشورت روحیه مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی قوت می یافت.

9-  مشورت سبب می شد که رابطه ی زمامداران و مردمان از رابطه ی یک طرفه و یک سوی خارج شود و به رابطه ای متقابل و دوسویی درآید و جامعه از قوامی درست برخوردار شود.

10- پیشوایان به واقع از نظر و اندیشه دیگران بهره می گرفتند و به تصمیم سازی شکل صحیح می دادند و بهترین تصمیم را می گرفتند.

با لحاظ این امور می توان دریافت که یکی از علل موفقیت پیامبر در پیشبرد هدف های خویش، همین مشورت ها بوده است. آن حضرت نشان داد که جامعه را چگونه می توان به سوی سلامت رهنمون کرد و چگونه می توان از خود رأیی و خودکامگی که از بزرگترین آفت های اجتماعی است پیشگیری کرد. وقتی که خود را بی نیاز از دیگران می بیند، هر چند که از نظر اندیشه قوی باشد، شخصیت مردمان را نادیده می گیرد و اندیشه ها را متوقف می سازد و استعداد ها را به نابودی می کشاند.

بدین ترتیب بهترین سرمایه و پشتوانه جامعه ی سالم و مدیریت توانا و کارا از میان می رود و سیرانحطاط آغاز می شود. بهترین اشخاص و استوار ترین  حکومت ها در صورت فرو رفتن در نکبت استبداد به سوی هلاکت می روند؛ و این حقیقتی است گریز ناپذیر که بر زبان امام بیان، علی (ع) چنین آمده است:من استبدَّ برایه هلک؛ هرکه خودرأیی کرد نابود شد.[10]‌

هر انسانی و هر حکومتی در نتیجه خود رأیی بدون پشتوانه می شود. مهم ترین وجه یک حکومت، مردمی بودن آن است که صلاح و سامان، و بقا و دوام حکومت بدان است؛ و همین بهترین پشتوانه ی یک حکومت است. مردمان با اعتبار یافتن واقعی و شرکت نمودن در امور خویش، نقش اساسی خود را می یابند با مشورت کردن با مردمان در این میان امری حیاتی است و شرکت دادن مردم در تصمیم گیری پشتوانه ای گران سنگ برای جامعه و حکومت است. به بیان علی (ع): لا ظهیر کالمشادره؛ هیچ پشتیبان چون مشورت نیست.[11]

مرزشناسی و آداب ورزی مشورت

با توجه به اهمیت شوری در اسلام و سیره معصومین (ع) ضروری است که حدود و مرزهایی در نظر گرفته شود که شامل اموری چند است:

با چه کسانی باید مشورت کرد؟

مشورت کردن با اشخاص تابع ویژگی ها و صفات آنان است و نه وابسته به سن و جنس و پایگاه طبقاتی و چنین چیزهایی. مهم ترین این صفات در آموزه های پیشوایان به شرح زیر است:

خدا ترسی (خداترسان)

سفارش شده است با کسی مشورت گردد که خداترس باشد، چنان که از رسول خدا (ص) روایت شده است:که فرمود: واجعل مشورتک من یخاف الله تعالی؛ مشورت خود را با کسی انجام بده که از خدای متعال بترسد.[12]

تقوای الهی (متقیان)

پیامبر اکرم (ص) فرمود با پرواپیشگان مشورت کنید:شادر المتقین الذین یؤثرون الاخره علی الدین و یؤثرون علی انفسهم فی أمورکم؛ با متقیان مشورت کنید که آنان کسانی اند که آخرت را بر دنیا ترجیح می دهند و کارهای شما را بر امور خویش مقدم می دارند.

تعقل (خردمندان)

پیشوایان حق توصیه کرده اند که با انسان های عاقل مشورت شود، چنان که از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود: استرشدوا العاقل ولاتصوه فتندموا؛ با انسان عاقل مشورت کنید و او را نافرمانی نکنید که پشیمان می شوید.[13]

تجربه (اهل تجربه)

مشورت با کسانی که اهل تجربه اند می تواند انسان را از خطای گذشتگان مصون دارد و به درستی های آنان رهنمون شود. به همین سبب است که مشورت با اهل تجربه توصیه شده است، چنانکه علی (ع) فرموده است: خیرُ من شادرت ذووا النُّهی والعلم و أولوا التجارب والحزم؛ بهترین کسی که با او مشورت کنی خردمندان و دانشمندان در خراوندان تجربه ها و دور اندیشی اند.[14]

علم (عالمان)

آنان که اهل دانش و معرفتند و بدان عمل می کنند، یعنی عالمان صالح از بهترین افراد برای مشورتند، چنان که شاور العلماء الصالحین، فاذا عزمتم علی امضاء ذلک فتوکَّلوا علی الله؛ با علمان صالح مشورت کنید، و چون تصمیم بر اجرای آن گرفتید به خدا توکل کنید.[15]

با چه کسانی نباید مشورت کرد؟

مجموعه ای از صفات و ویژگی های نفسانی در آدمی ظهور می کند که ریشه در بدگمانی به پروردگار و فراموشی خدا و پشت کردن به حق دارد؛ و چنین اشخاصی به هیچ وجه شایستگی ندارند که مورد مشورت قرار گیرند.

مهم ترین این ویژگی به شرح زیر است:

ترس از غیر خدا (انسان ترسو)

انسانی که در اسارت ترس های واهی است نمی تواند مشاور مناسبی باشد، چنانکه رسول خدا (ص) می فرماید:

لاتُثر کنَّ فی رأیک جبانا یضعفُکَ عن الامر و یعظمُ علیک مالیس بعظم؛ ترسو را در اندیشه و نظر خود شرکت مده که تو را در کارت سست می سازد و چیزی را که بزرگ نیست برایت بزرگ جلوه می دهد[16].

بخل (بخیل)

انسان بخیل صلاحیت دخالت یافتن در مشورت را ندارد که به سبب بخلش به بیراهه می کشاند، چنان که امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: لا تُد خلَنَّ فی مشورتک بخیلا فیعدلُ بک عن القصدو والفضل و یعدک الفقر؛ بخیل را در مشورت خود میاور که تو را از نیکوکاری و راه راست باز گرداند و از نیازمندی می ترساند.[17]

حرص (حراص)

آزمندی تشخیص درست را از آدمی می گیرد و طبیعی است که مشورت با متصف به چنین صفتی چه نتایجی می تواند در برداشته باشد. از امیرمؤمنان علی (ع) چنین نقل شده است: لاتشرکنَّ فی مشورتک حراصاً یُهدَّن علیک الشرَّ و یُزیِّنُ لک الشره؛ آزمند را در مشورت خود شرکت مده که او بدی را برایت آسان وانمود می کند و آزمندی را برایت می آراید.[18]

دروغگویی (دروغگو)

آن که به دروغگویی آلوده است هیچ گونه شایستگی برای مشورت ندارد، که به آسانی کجی را راست می نماید، به تعبیر امیر بیان، علی (ع): لا تَستبشِرُ الکذَّابَ فإنَّ کالراب یُقرِّبُ الیک البعید و یُبعدُ علیک القراب؛ با دروغگو مشورت مکن که او مانند سراب است؛ دور را بر تو نزدیک و نزدیک را بر تو دور می سازد.[19]

حماقت

کسی که فاقد عقل و شعور و دانایی باشد، هر چند بخواهد نمی تواند مشورتی درست ارائه نماید. از این رو نباید در زمره مشورت کنندگان درآید، چنان که علی (ع) سفارش فرماید: لاتُشاوِر احمق... یَحهدُ لک نفسهُ ولایبلُغُ ما تُرادُ؛ با احمق مشورت مکن که او خود را برایت به رنج اندازد ولی مرادت را در نیابد.[20] و نیز می فرماید: ولا تُشاوِرنّ فی أترِکَ من یجهلُ؛ در کار خود با کسی که نادان باشد مشورت مکن.[21]

وظیفه ی مشورت کننده و مشاور

وظیفه ی کسی که با او مشورت می شود یعنی مشاور در این است که در نهایت صداقت و امانت عمل کند و از هیچ گفته خیر خواهی فروگذار ننماید. از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمود: مَن استشارَ اخوه المُسلم فأشار علیه بغیر رشدِهِ فقد خانهُ؛ هر که از برادر مسلمانش مشورت خواهد و او در غیر آن چه رشد و خیر اوست نظر دهد و راهنمایی کند، به او خیانت کرده است.[22]

 

خیانت در مشورت، از بزرگ ترین گناهان است چنان که امیر مؤمنان علی (ع) از کسی که در مشورت خیانت روا دارد بیزاری جسته است و فرموده: مَن غَشَّ المُسملینَ فی مشوره فقد برئتُ منه؛ هرکه با مسلمانان در مشورت خیانت روا دارد من از او بیزاری جسته ام.[23]

خیر خواهی در مشورت را نباید فراموش کرد، چنان که علی (ع) فرموده است: وَانصُح المرء إذا استشارک؛ و چون کسی از تو مشورت خواست خیر خواهی کن.[24]

اما وظیفه مشورت کننده این است که پس از آن که شخصی با صفات و ویژگی لازم برای مشورت را انتخاب کرد، نظر او را بپذیرد و مورد استفاده قرار داده و از او سپاسگزاری نماید. از پیامبر اسلام (ص) در این باره چنین روایت شده است: اذا اشار علیک العاقِلُ النّاصحُ فأقبِل؛ وایّاک والخلافَ علیهم، فإنَّ فیه الهلاک؛ هرگاه انسان عاقل خیر خواهی نظر مشورت داد بپذیر، و بپرهیز از مخالفت با آرای چنین کسانی که بی گمان نتیجه ی آن نابودی است.[25]

بنابراین، مرزشناسی و آداب ورزی مشورت نزد پیشوایان دین بسیار مهم و اساسی است که به برخی از روایات آن اشاره شد. باشد که ما با عمل به سیره پیشوایان دین، سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را بدست آوریم و خود نیز الگوی دیگران قرار گیریم.

فهرست منابع

1-قرآن کریم.

2-الزبیدی، محمد مرتضی، تاح العروس من جواهر القاموس، بیروت، دار مکتبه الحیاه،1380.

3-دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره نبوی «منطق عملی»، دفتر دوم: سیرة اجتماعی، تهران، انتشارات دریا، 1385.

4-خوانساری، جلال الدین محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1343.

5-آلوسی بغدادی، شهاب الدین، تفسیرروح المعانی، بیروت، دارلاحیاء التراث العربی، 1405 قمری.

6-مولوی بلخی، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی (دفتر پنجم)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، 1374.

7-مجلسی، محمد تقی، بحارالانوار الجامعه العلوم الائمه اللطهار، بیروت، دارلاحیاء التراث الاسلامی، چاپ سوم، 1403 قمری.

8-ابن هشام، ابو محمد عبدالملک، سیره النبی، بیروت، دارلفکر

9-للطبری، ابوجعفر محمد بن حریر، تاریخ الطبری، القاهره، دارالمعارف، چاپ چهارم، 1979 میلادی.

10-  لواتری، ابوعبدالله محمد بن عمر، المغازی، بیروت، مؤسسه العلمی للمطبوعات، 1409 قمری.

11- نهج البلاغه، ترجمه و شرح: فیض الاسلام، علی نقی، تهران، چاپ خانه حیدری، 1330.

12- التستری، ابومحمد سهل بن عبدالله، تفسیر التستری، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول،

13- المتقی الهندی، علاءالدین بن حسام الدین، کنز العمال فی احادیث، چاپ اول، 1376.

14-  اللیشی الواسطی، علی بن محمد، عیون الحکم والمواعظ، بیروت، دارالحدیث، چاپ اول، 1376.

15-   الحرانی، ابومحمد حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، قم، مکتبه بصیرتی، 1394 قمری.

16-  ابن حنبل الشیبانی، احمد بن محمد، المسند، بیروت، دارلاحیاء التراث العربی، 1409 قمری.

17-  ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین، عیون اخبارالرضا، قم، انتشارات جهان.

18-  طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، امالی الطوسی، نجف، چاپ حیدری.

19-  نوری طبرسی، حسین بن محمد تقی، بیروت، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1408 قمری.

 [1] الزبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس، دار مکتبه الحیاه، بیروت، ج3، ص 318.

[2]ابوالقاسم علی بن الحسن المعروف با بن عساکر، ترجمه الامام الحسن (ع) من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمد باقر المحمودی، الطبعه الاولی، مؤسسه للطباعه و النشر، بیروت، 1400ق، ص 164.

 [3] شرح غررالحکم، ج4، ص 179. [4] قرآن کریم، آل عمران، 159.

 [5] آلوسی بغدادی، شهاب الدین، تفسیر روح المعانی، دارلاحیاء التریث العربی، بیروت، 1405ق، ج 25، ص 46.

 [6]مثنوی معنوی، دفتر پنجم، بیت 167.

 [7] مجلسی، محمد تقی، بحارالانوار، ج75، ص 101.

[8] قرآن کریم، احزاب، 36.

 [9] المغازی، ج1، ص 209.

[10] نهج البلاغه، حکمت 161.

 [11] نهج البلاغه، حکمت 54.

 [12] المتسترا، ابو محمد سهل بن عبدالله، تفسیر التسترا، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، ص51.

 [13] کنز العمال، ج 3، ص 409.

[14]غرر الحکم، ج1، ص 407.

[15] تفسیر التسترا، ص 51.

 [16] عیون الحکم و المواعظ، ص 525.

[17]غررالحکم، ج2، ص 332.

 [18] همان، ص332.

[19] همان، ص 332.

[20] تحف العقول، ص233

 [21] غررالحکم، ج2، ص321.

[22] احمدبن حنبل، مسند، ج2، ص 321.

 [23] عیون اخبار الرضا، ج2، ص66. [24] امالی الطوسی، ج1، ص30. [25] مستدرک الوسائل، ج8، ص344.

 


  • دانلود کتاب | بیا اینجا
  • ساعت فلش

    کد ذکر ایام هفته